در آستانه دیدار شی جینپینگ و دونالد ترامپ، حکمرانی هوش مصنوعی به یکی از فوریترین و در عین حال پرتنشترین موضوعات روابط آمریکا و چین تبدیل شده است. سرعت تحول مدلهای هوش مصنوعی و سامانههای خودمختار، خطراتی ایجاد کرده که دیگر در مرزهای ملی محدود نمیمانند. با این حال، بخشهایی از فضای سیاسی و رسانهای آمریکا، پیشرفت فناوری چین را بیش از آنکه مسئلهای مشترک برای مدیریت خطرات هوش مصنوعی بدانند، به بخشی از رقابت راهبردی دو قدرت تبدیل کردهاند.
مسئله اصلی اینجاست؛ هوش مصنوعی میتواند به عرصهای برای رقابت اقتصادی و علمی تبدیل شود، اما وقتی ایمنی این فناوری نیز در چارچوب یک مسابقه ژئوپلیتیکی تعریف شود، امکان همکاری برای کنترل خطرات مشترک کاهش پیدا میکند.
وقتی ایمنی به ابزار رقابت تبدیل میشود
چهرههایی در سیلیکونولی و واشنگتن بارها درباره خطرات جدی هوش مصنوعی هشدار دادهاند و همزمان رقابت بر سر مدلهای پیشرفته را به یک مسابقه نظامی و اقتصادی تشبیه کردهاند که غرب باید در آن «پیروز شود» اما ترکیب نگرانیهای فنی با هشدارهای ژئوپلیتیکی میتواند اصل مسئله را منحرف کند.
خطرات هوش مصنوعی به کشور سازنده یک مدل محدود نیستند. سوگیری الگوریتمی، نقض حریم خصوصی، اطلاعات نادرست ناشی از دیپفیک، آسیبپذیری زنجیره تأمین و احتمال از دست رفتن کنترل انسان بر مدلهای پیشرفته، خطراتی هستند که مستقل از مرزهای سیاسی وجود دارند.
یک خطای پیشبینینشده در یک سامانه پیشرفته هوش مصنوعی، چه در حوزه سلامت، زیرساختهای حیاتی یا بازارهای مالی، میتواند پیامدهایی برای اقتصاد جهانی داشته باشد؛ صرفنظر از اینکه کد آن در آمریکا نوشته شده یا چین.
سه شکاف خطرناک در حکمرانی جهانی
تبدیل هوش مصنوعی به یک مسابقه حاصلجمع صفر، نقاط کور خطرناکی ایجاد میکند. اگر قدرتهای بزرگ تحقیقات هوش مصنوعی را یک مسابقه تسلیحاتی محرمانه بدانند، احتمال اشتراکگذاری معیارهای ایمنی، تکنیکهای همراستاسازی مدلها و اطلاعات مربوط به آسیبپذیریهای سامانهها کاهش مییابد.
دومین پیامد، تکهتکهشدن استانداردهای جهانی است. سامانههای هوش مصنوعی در شبکههایی بههمپیوسته فعالیت میکنند و مقررات متناقض میتواند به ایجاد پناهگاههای مقرراتی و تضعیف اجرای استانداردهای ایمنی در سراسر جهان منجر شود.
سوم، اولویتهای انسانی ممکن است زیر سایه رقابت نظامی و اقتصادی قرار گیرند. وقتی پیشرفت فناوری صرفاً با معیار برتری راهبردی سنجیده شود، کاربردهای هوش مصنوعی در حوزههایی مانند تغییرات اقلیمی، پزشکی و مقابله با فقر جهانی به حاشیه رانده میشوند.
همکاری؛ نه جنگ فناوری
مسیر جایگزین، جداسازی رقابت اقتصادی از همکاری در حوزه ایمنی است. رقابت در کاربردهای تجاری میتواند نوآوری را سرعت ببخشد، اما پروتکلهای بنیادین ایمنی و اخلاقی باید عرصه همکاری باقی بمانند.
واشنگتن و پکن میتوانند کانالهای رسمی و مستمری برای گفتوگو درباره ایمنی هوش مصنوعی ایجاد کنند؛ کانالهایی که بر مسائل مشخصی مانند تدوین واژگان مشترک، چارچوبهای ارزیابی خطر برای مدلهای پیشرفته و سازوکارهای هشدار زودهنگام درباره حوادث حیاتی متمرکز باشند.
همچنین ایجاد استانداردهای پایه برای نظارت انسانی بر سامانههای تصمیمگیری حیاتی، میتواند بخشی از این همکاری باشد. تمرکز بر موضوعات فنی مشترک مانند همراستاسازی مدلها، روشهای ردتیمینگ و واترمارکگذاری محتوای مصنوعی نیز میتواند امکان اعتمادسازی میان دو کشور را بدون کنارگذاشتن منافع اقتصادی یا امنیتی آنها فراهم کند.
آزمون بزرگ برای شی و ترامپ
حکمرانی جهانی هوش مصنوعی قرار نیست صرفاً با این مشخص شود که کدام کشور بزرگترین مرکز داده را میسازد یا چه کسی زودتر بزرگترین مدل را آموزش میدهد. مسئله اصلی، توانایی جامعه بینالمللی برای مدیریت مسئولانه فناوریای است که میتواند ساختارهای اقتصادی و اجتماعی را دگرگون کند.
دیدار شی و ترامپ میتواند فرصتی برای تعیین همین مسیر باشد. اگر هوش مصنوعی صرفاً به جبههای دیگر در رقابت تجاری و راهبردی آمریکا و چین تبدیل شود، حتی گفتوگو درباره خطرات مشترک نیز دشوارتر خواهد شد. اما اگر رقابت اقتصادی از همکاری در حوزه ایمنی جدا شود، امکان شکلگیری چارچوبی برای ثبات دیجیتال جهانی وجود خواهد داشت.
هوش مصنوعی، برخلاف یک سلاح یا کالای صرفاً تجاری، فناوریای است که پیامدهای آن میتواند همزمان متوجه همه کشورها شود. به همین دلیل، ایمنی آن نمیتواند گروگان رقابت قدرتهای بزرگ باقی بماند.





نظر شما